دلم برای دوستای قدیمی اینجا تنگ شده.

وقتی میام تو وبلاگ(سالی یه بار انگار فقط می نویسم) حس سنگ نوشته و نوشتن رو پوست آهو بهم دست میده. هنوزم راحتترم اینجا بنویسم تا تو توییتر و اینستاگرام. چرا؟ بزار فک کنم.

شاید چون اینجا بدون ادا مینویسم چون فک میکنم کسی قرار نیست بخونه. نسل ما یکم همیشه خود سانسوری داشته و همه چی زراش سخت بوده. هیچ وقت نتونسته راحت زندگی کنه و حرف بزنه و بپوشه و راه بره. نه که نذاشته باشن، نخواسته. نه که گذاشته باشن، گفتن نکن، بهش یاد دادن که نکنه. نخواسته راحت و بی دغدغه باشه. الان هم بچه ها زور بالا سرشونه که نکنن، ولی جور دیگه ای بار اومدن، قوی ترن، متفاوت ترن، دنبال چیز جدیدن، یعنی می خوان که بشه.

آره، دلم برا دوستای قدیمم تنگ شده.